X
تبلیغات
شب یلدا

شب یلدا
عاشقانه حفظ حرمت می کنم ××× با قلم آهسته صحبت می کنم  
استاد گفت بنویسید معصومیت تان را کی از دست دادید؟ یا کی ها اگر چند بار پیش آمده

فکر کردم یعنی چه؟ معصومیت یعنی چه؟ من با این لغت مشکل دارم. من را یاد نجابت و فداکاری و لغات بی ربط بی معنای این مدلی می اندازد.

وقتی نمی فهمم یا دارم سعی می کنم بفههم چشم هایم ریز می شوند.

استاد گفت متوجه سوالم شدی؟ 

گفتم : نه!

استاد گفت بچه هایی که اتجمنت سالم دارند دنیا برای شان چه جور جایی است؟

گفتم:  امن

گفت : بچه هایی که پدر مادرشان از لحاظ احساسی در دسترس نیستند دنیا را چه طور می بینند؟ 

گفتم:  ناامن غیر قابل پیش بینی. گفت آدم هایی که یک شبه، یک روزه، یک ساعته دنیای شان زیر و رو می شود دنیا را چگونه می بینند؟ 

گفتم : نا امن ترسناک غیر قابل پیش بینی. 

گفت : لحظه یی که هر انسانی در هر سنی فکر کند در این دنیا کسی نیست که مواظبش باشد، که اعتمادش به کسی یا چیزی که به آن اعتماد و تکیه داشته از بین رفته، که دنیا دیگر جای امن قابل پیش بینی نیست، که هر لحظه ممکن است باز ضربه ی دیگری بخورد باز تنها بماند، لحظه ی از دست رفتن معصومیت است ...

[ دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 ] [ 18:41 ] [ یلدا ]
فاصله از بهشت تا خشت ...

خوردن یک سیب بود

و از اینجا تا بهشت ...

نخوردن صدها سیب 

افسوس از سقـــــــــوط ....

[ پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1392 ] [ 19:2 ] [ یلدا ]
...به محض اینکه مردی عاشق یک زن یا بالعکس زنی عاشق یک مرد می شود،توقعات شروع می شوند.

 زن توقع دارد که حالا چون مرد عاشق او شده،پس بایستی بغایت کامل باشد.انگار مرد بیچاره مرتکب گناه شده است!

 مرد هم برای اینکه خواستۀ زن را اجابت کند،ناگهان حد و حدود خود را رها کرده و نادیده می گیرد،او دیگر نمی تواند انسان باشد، یا باید "سوپرمن" شود یا اینکه راه تقلب و تظاهر را پیش گیرد.

طبیعتا از آنجایی که سوپرمن شدن کاری بس دشوار است،بنابراین همه راه دوم را انتخاب می کنند. آنها شروع به تظاهر و نقش بازی کردن می نمایند،به نام و تحت لوای عشق،کلک بازی می کنند.  

بنابراین هیچگاه توقع کامل بودن از کسی نداشته باشید،شما اصولا حق ندارید هیچ توقع و انتظاری از کسی داشته باشید. اگر کسی تو را دوست دارد،از او متشکر باش،ولی چیزی از او مطالبه نکن-زیرا او هیچ اجبار و الزامی ندارد که تو را دوست داشته باشد.  

عشق ورزیدن همچون معجزه است، مشاهدۀ این معجزه کافیست تا تو را دچار شور و هیجان کند...

عشق رقص زندگی

 " اشو "

[ پنجشنبه بیست و ششم دی 1392 ] [ 21:20 ] [ یلدا ]
هرگاه کسی خشم داشت بدانید که: به نوازش و کلام مهرآمیزی نیازمند است.  

هرگاه کسی نومید بود آگاه باشید که : به کلماتی که سپاس او را ابراز کنند محتاج است.  

هرگاه کسی حسد می‌ورزید : نیاز دارد دیده شود.

 اگر کسی شاکی و گله مند بود : نیاز دارد شنیده شود.

 اگر کسی تلخ بود نیاز دارد: مهربانی دریافت کند.

اگر کسی ستم می‌کند نیاز داشته است که : دوست داشته شود.  

اگر کسی بخل ورزد نیاز داشته است که بخشیده شود.  

و همه‌ی این سایه‌ها در "روح و روان" ما نیاز دارند که : عشق بر آن‌ها چون باران ببارد، ببارد و ببارد. معمار زندگی خود باشید

[ پنجشنبه بیست و ششم دی 1392 ] [ 21:14 ] [ یلدا ]
یک افسانه صحرایی، از مردی میگوید که می خواست به واحه دیگری مهاجرت کند و شروع کرد به بار کردن شترش.
فرشهایش، لوازم پخت و پز، صندوق های لباسش را بار کرد. و حیوان همه را پذیرفت.
وقتی می خواستند به راه بیفتند، مرد پر آبی زیبایی را به یاد آورد، که پدرش به او داده بود.
پر را برداشت و بر پشت شتر گذاشت.
اما با این کار, جانور زیر بار تاب نیاورد و جان سپرد.
حتما مرد فکر کرده است: "شتر حتی نتوانست وزن یک پر را تحمل کند..."
نتیجه اخلاقی:گاهی ما هم در مورد دیگران همین طور فکر می کنیم.
متوجه نمی شویم که شوخی کوچک ما شاید همان قطره ای بوده است، که جامی پر از درد و رنج را لبریز کرده.. 
[ جمعه سیزدهم دی 1392 ] [ 13:4 ] [ یلدا ]
می گویند قلب هر کس به اندازه ی مشت بسته ی اوست اما من قلبهایی را دیده ام که به اندازه دنیایی از محبت عمیقند. دلهای بزرگی که هیچگاه در مشتهای بسته جای نمی گیرند ؛ مثل غنچه ای با هر تپش شکفته می شوند. دلهای بزرگی که مانند کویر نامحدودند و تشنه اند تا اینکه ابر محبت ببارد.

در عوض دلهایی هم هستند که حتی از یک مشت بسته کوچک هم کوچکترند ؛ دلهایی که شاید وسیع هم بتوانند باشند اما بیش از یک بند انگشت هم عمق ندارند و تو هرگاه خواستی بدانی قلبت چقدر بزرگ است به دستت نگاه کن وقتی که “مهربانی” را به دیگران تعارف می کنی …
[ یکشنبه هشتم دی 1392 ] [ 21:39 ] [ یلدا ]

[ جمعه بیست و نهم آذر 1392 ] [ 11:30 ] [ یلدا ]
کوچه های قدیمی را باریک می ساختند

تا آدمها به هم نزدیک تر شوند 

حتی در یک "گــــــذر"

اکنون چقدر آواره ایم ....

در این همه اتوبان پهن ...



[ دوشنبه ششم آبان 1392 ] [ 0:1 ] [ یلدا ]
مــــهــــــر در پایان است ...

نکند مــــــهــــــر تو با تقویم است ....

من ز تقویم دلت با خبرم !

همه ماهش مــــــهــــــر است ...

همه روزش احساس .....

زنده باشی ای دوست ....

شادیت افزون باد ....

[ سه شنبه سی ام مهر 1392 ] [ 13:49 ] [ یلدا ]
نه بهار با هیچ اردیبهشتی ...

نه تابستان با هیچ شهریوری...

و نه زمستان با هیچ اسفندی 

به اندازه پاییز به دل خیابان ها خوش نیامد

پاییز مهری داشت که به دل هر خیابانی می نشست 

[ چهارشنبه هفدهم مهر 1392 ] [ 20:26 ] [ یلدا ]
هِی آقا !

شناسنامه ام را آورده ام !

یکی دو برگ اضافه کنید به صفحه ی آخرش لطفا !

در روزهایی که این همه می میرم ...

احتیاط شرط عقل است !

[ دوشنبه پانزدهم مهر 1392 ] [ 21:16 ] [ یلدا ]
بوی آرامش محض ابدی می آید 

برکه آرام ...

شب آرام ...

قاصدک هم خواب است

به گمانم که خدا هم خواب است

هوس دزدی سیبی کردم 

و خدا این همه را دید و بگفت :

دیروقتی است که من منتظرم 

که بیایی و بچینی 

سیبی...

که فقط سهم تو است.....


[ شنبه بیست و سوم شهریور 1392 ] [ 12:18 ] [ یلدا ]
تمام غصه ها دقیقا از همان جایی آغاز می شوند که 

ترازو بر می‌داری، می‌افتی به جان دوست داشتنت

اندازه می‌گیری!

حساب و کتاب می‌کنی!

مقایسه می‌کنی!

و خدا نکند حساب و کتابت برسد به آنجا که زیادتر دوستش داشته‌ای،

که زیادتر دل داده‌ای،

که زیادتر گذشته‌ای،

که زیادتر بخشیده‌ای،

به قدر یک ذره، یک نقطه، یک ثانیه حتی،

درست همان جاست که توقع آغاز می‌شود،

و توقع آغاز همه رنج‌هائی است که "عشق" می‌نامیم! 
[ یکشنبه هفدهم شهریور 1392 ] [ 13:17 ] [ یلدا ]
کتاب گردش ایام میگوید: روزگاری که درقم طلبه بودم بعلت جوانی وخامی وبی ارتباطی با جامعه معتقد بودم که فقط کسی که درقم باشد وروحانی باشد انسان ارزشمندی است.

اما وقتی دردوره ای که دانشگاه تهران بودم با شخصیت های با فضیلت روبروشدم فهمیدم که در خارج از قم ودراشخاص غیرروحانی هم اشخاص ارزشمند وجود دارند اما باز شیعه بودن را شرط اصلی میدانستم. 

بعد با سفر به کشورهای عربی متوجه شدم که بین سایر فرق اسلامی هم انسان ارزشمند یافت میشود. پس از سفر به اروپا به این نکته واقف شدم که در بین سایر مردم موحد نیز انسان ارزشمند وجود دارد. 

پس از آن در سفر ژاپن حادثه ای برایم رخ داد که برایم معلوم شد به معنی حقیقی فضیلت و انسانیت زبان و مکان و نژاد ومذهب و رنگ نمیشناسد. 

زیرا در پایان سفرآمریکا و هنگ کنگ وارد ژاپن شدم, موقع بازیهای المپیک بود که در ژاپن برگزار میشد و برایشان من که با لباس روحانی بودم جالب بود و از من عکس و فیلم میگرفتند و.. ... برای غذا به رستوران بسیار بزرگ و شلوغی رفتم و بعد چندین ساعت به جاهای دیگری رفتم

ناگهان یادم امد که ساکم را که تمام زندگیم داخل آن بود را در آن رستوران جا گذاشته ام سراسیمه رفتم و با کمال ناباوری دیدم ساکم همانجا است و پیرمردی کنار آن نشسته است, اوگفت وقتی دیدم ساکت را فراموش کردی با این که وقت دندان پزشکی داشتم ماندم تا بر گردی و وقتی از او تشکر کردم و گفتم خدا به شما اجرخواهد داد و

 او در جواب گفت: من به خدا اعتقاد ندارم من به انسانیت معتقدم

[ پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392 ] [ 18:23 ] [ یلدا ]
چیزی گم است در من ، از آرزو فراتر 

مانند جان شیرین ، زان نیز پربها تر 

در جستجوی اویم یا در سراغ اکسیر ؟

من هرچه خسته پا تر ، او نیز کیمیاتر !
[ پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1392 ] [ 20:8 ] [ یلدا ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اللهم صل علی محمد و ال محمد
و عجل فرجهم
.
.
.

آن سوی تمام نداشتن ها
خدایی است
که داشتن اش
جبران تمام نداشتن هاست
.
.
.
تو را در کبیسه ترین سال دنیا یافته ام
طولانی تر از تمام سالها دوستت داشته ام
بی انتهاتر از تمام جاده های دنیا
و بی سرانجام تر از تمام جاده های پیش رو
.
.
.
.
.
.
با آن همه نیاز که من
داشتم به تو
عزیز عاشقانه ام
به سوی تو آمذم ولی
.
.
.

سلام
به وبلاگ شب یلدا خوش اومدین .
امیدوارم لحظات خوبی رو تو این وبلاگ سپری کنید .
منتظر نظرات - پیشنهادات و انتقادات سازنده تون هستم



"یلدا"
امکانات وب
. . . . . . . . .